خیس خیسم...گرم باران!

کسی که نمی فهمه چی میگم خودم هم نمی فهمم... پس هر چی بخام می گم!!!

آنگاه كه غرور كسی را له می كنی،
 آنگاه كه كاخ آرزوهای كسی را ویران می كنی،
 آنگاه كه شمع امید كسی را خاموش می كنی،
آنگاه كه کسی را نادیده می انگاری ،
 آنگاه كه حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه كه خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
 می خواهم بدانم،دستانت را بسوی كدام آسمان دراز می كنی تا برای خوشبختی خودت دعا كنی؟

 

نقل از وبلاگ تنها عاشق ها می دانند

با اجازه سینا!

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت ۹:۴۷ ب.ظ توسط اسکارلت| |

بازم نمایشگاه کتاب....

فایده عشق

 

آقای گربه عاشق خانوم موش شد.

بعد از چند ساعت گرسنه ش شد.

عشقش را خورد....

 

مسکن

 

به یک پرنده گفتند بیا تو بانک مسکن سرمایه گذاری کن.

گفت چرا؟

گفتند با این وضعیت مسکن برای آینده ت خوبه.

پرنده در بانک مسکن سرمایه گذاری کرد.

قفس برد.

 

کافه خنده(علیرضا لبش)

انتشارات سوره مهر

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت ۹:۳۸ ب.ظ توسط اسکارلت| |

سلام دوستان دیروز پریروزا تو یه وبلاگ مطلب زیرو خوندم. به نظرم خیلی بامزه اومد.

اگه دوست داشتین بخونبن.

نکته:مجبور نیستین تا آخرش بخونین!

نکته پریم: اینو از تو وبلاگه قیزک کولی کپیدم. البته یه کم هم سانسور کردم.

 

ظهور بسيار بسيار نزديک است!

اخيراً انتشار سي‌دي فيلم « ظهور نزديک است » و ويرايش جديدتر آن « ظهور بسيار نزديک است »، سر و صدا و گرد و خاک بسياري در ايران به راه انداخته است؛ و فرهنگ انتظار را که قبلاً  فقط  در نانواييها و ايستگاههاي اتوبوس و بانکها و ادارات و توالتهاي عمومي و غيره رواج داشت، به عرص? جديدي کشانده است. هيچ بعيد نيست زماني‌ که شما اين نوشته را مي‌‌خوانيد، انشالله، ظهور روي داده باشد که در آن صورت مؤدبانه بگويم، گاو «دشمن» زاييده س!

فيلم فوق با اتـّکا به احاديث و روايات متعدّد نشان مي دهد که ظهور سه نفر بر زمين نشان? نزديکي ظهور امام زمان (عج) مي باشد زيرا که آنان زمينه ساز ظهور امامند.  فيلم با استدلالاتي بسيار متقن نشان مي دهد که اين سه تن از اين قرارند:

1ـ سيّد خراساني که همانا نايب عامّ امام زمان، علی... است.  توجّه کنيد ايشان هم سيّدند و هم متولـّد خراسان - جدّ و آباد آذري شان را فاکتور بگيريد – و در ضمن  حرف «خ» بين دو اسم مشترک است.
2ـ شعيب بن صالح که دکتر است. توجّه کنيد که حرف «ح» بين دو اسم مشترک است و نام دکتر دو «ح» دارد، يعني که ايشان صالحترهم هستند.
3ـ سيّد يماني که سيّد حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان است.  يمان لبنان نيست، امّا به قول همشهري ما حقيقت « هم نداشته باشي‌، قافيه کي ‌داري!»

انتشار اين فيلم مرا به اين فکر انداخت که ببينم آيا در ادبيات و سينماي جهان آثار ديگري هم در باب نزديکي ظهور خلق شده يا نه.  نتيجه اين تحقيقات مرا که آماتوري بيش در علوم مهديلوژي و ديناميک ظهور نيستم، بسيار شگفت زده کرده است.

در جريان تحقيقاتم به چندين اثر مشهور، ولي ظالـّه  بر خوردم که در ظاهر داستانهايي سرگرم کننده و سبک هستند، ولي‌ کمي‌ رمزگشايي و ساختکارشکني پسا مدرن (دکونستراکسيون به سبک آن يهودي ملعون، ژاک دريدا) نشان مي دهد که اين داستانها نه تنها در اصل بيانگر روشن نشانه‌هاي ظهورند، بلکه گواه اينند که ظهور بسيار بسيار نزديک است.

فراز‌هايي‌از يافته‌هايم را در ذيل مي‌‌آورم. در ضمن، نام عربي منابع را هم آورده ام که طلـّاب جوياي تحقيق، در احاديث و روايات و علم رجال تفـّحص کنند و ببينند آيا اشاره اي به اين منابع شده است يا نه.

الفـُرسان الثلاثه  (سه تفنگدار)

اين اثر را مزدور فرانسوي الکساندر دوماي دون صفت نوشته است که از روي آن چندين فيلم ساخته اند. در اين اثر از سه تن زمينه ساز به عنوان سه تفنگدار نام برده شده، ولي نام آنها با سوء غرض يا از روي ناداني تحريف شده است.  بند? حقير توانسته ام از آنها بدين گونه رمز گشايي و دروغ زدايي کنم:

1ـ  اتيوس که همان عليوس است؛
2ـ  اراميس که در واقع ارادانيس (بر گرفته از روستاي ارادان گرمسار در استان سمنان: مسقط الرأس دکتر احمدي نژاد)؛و
3ـ  پورتوس که همان حسنوس يا سيّد حسن نصرالله است (توجّه کنيد که لغت پُوتا در ترکي به معني خيکي است که با ظواهر شيخ نصرالله تطابق کامل دارد.)

اين سه تفنگدار با ظالمان و غاصبان در جنگند، و جالب اين که نفر چهارمي به ايشان ياري مي رساند به نام دارتانيان که در واقع زارتانيان است (اختلاف دو اسم صوتي است، البتّه ممکن است بويشان هم فرق کند).  زارتانيان بي شک همان اسي خان رحيم مشايي رييس دفتر دکتر مي باشد که مديريت ظهور را شخصاً به عهده گرفته است.

جالبتر اين که شعار سه تفنگدار اين است: « همه براي يکي و يکي براي همه ». کدام کور ذهني است که در هويت «يکي» (عج)، ترديد کند.

الهري الباطر (هري پاتر)

نويسنده اين کتاب مزدور بريتانيا است. وي ضعيفه اي است به نام جي کي رولينگ که انشالله به قعر جهنم رولينگ (غلت) بخورد.

اين اثر که جهانگير شده و دستمايه چندين فيلم گشته است، نام سه تن زمينه ساز را - همان طور که رسم انگليسيهاي مکّار است - به شدت تحريف و قلب کرده است.  نويسنده، لعنت الله عليها، از القاب زشت و قبيحي استفاده کرده است که «دشمن» در جواني به سه تن زمينه ساز داده بود.  با اين همه به لطف خداوند، من موّفق شده ام آنها را بدين گونه نيرنگ زدايي و پالايش نموده و توطئه اي ديگر از جانب روباه پير استعمار را افشا و خنثي کنم:

1ـ هري پاتر در واقع علي پاتر است. کلمه پات در انگليسي - به خصوص در گويش منفور آمريکايي - به معناي حشيش است، و پاتر صيغه مبالغه از اين مصدر است به معناي بسيار حشيش کشنده، يا به زبان فارسي امروز عمل بالا. بر امّت اسلام اظهر من الشمس است که «دشمن» با انتخاب اين لقب قديمي ِ ‌ولي‌امر مسلمين جهان چه اهداف شومي را دنبال مي‌کند.
2ـ  ران ويزلي که همان اراداني وازليني است. اين لقبي است که «دشمن» در جواني به دکتر  داده بود، زيرا که ايشان در آن سنين زياد وازلين ابتياع مي کردند که البته همه براي تـَرَکهاي کف پاي ايشان بوده و نه هيچ ترک ديگري.
3ـ  هرمايوني گرينجر که همانا حسنک رنجر است.  اين لقبي است که «دشمن» صهيونيستي در دهه هشتاد ميلادي به شيخ حسن نصرالله داده بود، به سبب اين که ايشان در جواني در جنگلهاي بتني جنوب بيروت به شکار فالانژهاي کوهي شهره بود.

کتب هري پاتر - همان گونه که در تخصص انگليسيهاي جاسوس بالفطره است - چندين مورد اطلاعاتي منحصر به فرد در بر دارد که شايان توجه است.

مدرسه هق وُرتس که سه تن در آن به تحصيل جادوگري (نام موهن «دشمن» براي زمينه سازي ظهور)  مشغولند، بي‌هيچ شبهه‌اي همان مدرسه حقاني است، و مدير آن آلبوس دومبلدور بي‌ترديد شخص آيت‌الله مصباح يزدي هستند.  توجه کنيد که نام «دشمن» بر ايشان بسيار موهن است: به ترکي ‌« آل بوسي دُومبال ور! » يعني‌ « بوس را بگير و قنبل کن بده! »، ... لعنت خدا بر اين «دشمن» بي شرم!

جالبتر اين که شخصيت لـُرد وُلدِمُر که سه تن مدام با وي در نبردند، هميشه ردايي سبز به تن مي‌کند و حتّي صاعقه اش هم سبز رنگ است!  اين که علي‌پاتر، روحي له الفداء، و لرد ولدمر ارتباط  خويشاوندي دوري هم دارند، ترديدي به جاي نمي گذارد که اين لرد سياه کار و سياه بخت همان سر مار فتنه، مير ... است. اين نشان ميدهد که کل فتنه سبز را جي کي رولينگ سالها پيشتر طراحي کرده بوده ونظريات براندازانه اش را از طريق ترجمه‌هاي متعدد کتب ظالـّه هري پاتر به پيروان منافق و گمراهش در ايران القا مي کرده است.

اي کاش مقدّمات مهيّا شود و برادران وزارت اطلاعات، و حفاظت و اطلاعات سپاه بتوانند اين ضيعفه شيطان پرست را خوب تخليه اطلاعاتي کنند تا همه زواياي تاريک توطئه هاي «دشمن» برملا شود.  تا آن زمان مبارک برسد، اين پياده نظام حقير امام زمان به مطالعات خود ادامه داده خود را  در بحر رازگشايي همچنان مستغرق خواهم داشت.

الملائکة الشارليّه  (فرشتگان چارلي)

در اين فيلم آمريکاييهاي جهانخوار سه تن زمينه ساز را در هيأت سه ضعيفه نيمه برهنه هوس انگيز نمايش داده اند که هم جوانان مسلمان را به گرداب انحراف اخلاقي بيفکنند و هم حقانيّت و رجوليّت سه تن را کتمان کنند.

امّا بر همه آنان که چشم بصيرت دارند واضح و مبرهن است که اين سه تن کيستند. به قول ما ترکها:

عاشيقه کيفايت دير بير ايشاره        جاهيله اوْن بير دست ايماله

آيا اين که سه فرشته مرتـّباً با چارلي در تماس بوده و از او دستور العمل مبارزه با ظلم و فساد مي گيرند، علي رغم اين که چارلي هميشه در فيلم «غايب» است، ثابت نمي کند که اينان در واقع فرشتگان مهدي اند و چارلي (عج) همانا ...

الصالح والطالح والقابح  (خوب، بد، زشت)

 اين فيلم مشکوک و موهن است، و سناريوي ظالّه آن را سيا و موساد کليد زده اند، مانند فيلمهاي «سه برادران مارکس» که مزدوران معلوم الحال صهيونيسم بودند.

دليل من اين است که سه نفر زمينه ساز هر سه هم بدند و هم زشت و هيچ کدامشان خوب نيستند. بنابراين اين فيلم در خوش بينانه ترين تحليل بي ربط است.

الکساخيل الثلاثه  (سه کلّه پوک)

اين سري فيلمها بيشتر از هر اثر ديگري به حقيقت احوال سه تن زمينه ساز نزديکند و من هم اکنون سرگرم مطالعه يک يک آنها هستم، به اميد اين که قوانين جديدي در زمينه ديناميک ظهور – به خصوص شاخه نوين آن، آيروديناميک ظهور - کشف کنم. 


والسّلام علي من اتـّبع الوَلي الفقيه
قيژک کولي
فروردين  1390

نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت ۱۰:۲۴ ب.ظ توسط اسکارلت| |

 

خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردی

واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی

تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی

منو به محبت دو روزه مهمون کردی

همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم
من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم
 
 
 
سلام. دوستای عزیز اگه دوست داشتین یه نگاه به این پتیشن تو لینک زیر بندازین و بازم اگه دوست داشتین امضاش کنین. اسکارلت هم امضاش کرد.
 
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت ۱۲:۵۰ ب.ظ توسط اسکارلت| |

به خودم قول داده ام

این ایستگاه که آمد از قطار پیاده شوم.

هزار ایستگاه است که می گذرد و

من هنوز...

در انتظار ایستگاه بعدیم.

از هزار آسمان گذشته ام

از هزار جنگل

از هزار کویر

از هزار مرداب...

جنگل در خودش پیچیده

راه فراری برایش نبود.

کویر می سوزاند.

مرگ هم دارایی می نمود.

 

هزار مرداب-هزار کودک...

حتما اکنون در بطن مردابند.

 

هزار آسمان...

ترسیدم... هزار بار ترسیدم...

از هم قطارانم یکی به آسمان نمی رود...

ترس دارد به این قطار پست آلوده ام میکند.

میخ کوب زندگی نباید بود.

سراسر حادثه در پرواز است.

پر باز باید کرد و پرواز.

این ایستگاه که بیاید

پیاده میشوم.

قدم قدم پرواز....

 

نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت ۱۰:۲۰ ب.ظ توسط اسکارلت| |

Design By : Mihantheme