خیس خیسم...گرم باران!
کسی که نمی فهمه چی میگم خودم هم نمی فهمم... پس هر چی بخام می گم!!!
میگم دنبالش می گردم.
می گم... مثل خودمه.
انگار یه سیب و از وسط نصف کرده باشی...
هرکس دیگه ای جز اون... تو فکر آدم یه اشتباهه.
میگه مگه تو خواب پیداش کنی.
دارم فکر می کنم مگه تو بیداری هم میشه تو رو پیدا کرد؟
فکر کردم درسته. مث استک تو کامپيوتر. باد يه چيزي پاک بشه تا چيزاي ديگه جا بشن!
اومدم از پيامکاش شورو کنم. حافظه گوشيم تقريبا پره پره! اولي رو پاک کردم.
دومي.... گوشيم خيس شد. آخه کدوماشو پاک کنم؟ قصه ي زندگيشو؟ اون شبايي که واسم قصه مي گفت تا بخابم؟
يا وختايي که بخاطر بداخلاقيام سرزنشم مي کرد؟ يا حرفايي که دل هر دختري رو مي لرزونه؟
دل اسکا هم که ژله!!!
هيش کودوم! بذار برم صداشو پاک کنم. ولي واسه آخرين بار گوش کنم بعد!
گوشيم بوق ميزنه وختي رکوردو ميزنم. حسووود! ميگه واست داره اس ام اس مياد!؟
پر حرفايي که داد ميزنه چقد زبون همو نمي فهميم!
نميشه اينا رو پاک کرد!
بذار برم خاطره هاش پاک کنم.
اون شبي که رو تاب نشسته بودم. بارون مي اومد و رعد برق ميزد. مجبورم کرد برم تو. منم رفتتم تو تراس و سرمو از پشت خم کردم طرف آسمون و قطره هاي بارون مي ريختن تو چشمم. نمي دونستم دارم گريه مي کنم. تا وختي که بهم گفت. انگار صدامم داشت گريه مي کرد.
آخه من چجوري اينو پاک کنم؟ يا اون روز که تنهام گذاشته بود و من رو تاب اونقدر گريه کردم تا شبش مجبور شدم برم دکتر؟
يا وختي که ياد آينده انداختم؟ آينده اي که ديگه هيش وخته هيش وخت با اون نيست.
اسکا ... چشم همه دنبال اون.... تا چشاي اسکا بسته شه...
يا اون موقع که واسه اولين و آخرين بار تو چشاي اسکا نگاه کرد و گفت...
يا آخرين بار... آخرين بار... که فقط خستگيش موند و يه ماهي ... که بلاخره تو بي آبي مرد.
اينا پاي ثابت حافظه م هستن اگه پاک شن پاک ميشم.
ولي من خوشبختم. من از يه پل طولاني گذشتم!
لحظه هايي داشتم که خيلي ها نداشتن کلي چيز ياد گرفتم. حالا ديگه هيش وخت از تنهايي خسته نمي شم.
از آدم ها بدم نمياد....
ولي سنگ ها رو بيشتر دوست دارم.
حداقل سنگ نگاه ندارد که از آدم بگيرد
و آدم را ميان آسمان و زمين گم کند!
زندگی عجیبی داریم ما زن ها....
وقتی جسممونو می شکنن می گن خودت اومدی! انتقام گرفتن هم به بهای تباهی زندگیمونه. با تمام نگاه های بد... یکی نیست بگه غریزه.... همون قدر که پسر مقصره همون قدر که اون غریزه داره همون قدر که اون اختیارشو از دست میده همونقدر که اون یه لحظه همه چی یادش میره... حتی تقصیر دختر کمتر هم هست. اونم اینجا که 99 درصد مردا گرگن.(اون یه درصد هم شمایین و فامیلاتون)
وقتی روحتونو می شکنن می گن خوبه حالا کاری نکردیم....سنگسار واسه این تیپ مردا باید باشه....
و انتظار دارن به احساساتشون احترام بذاریم. بد بهشون بر می خوره بهشون می گیم از یه تیکه سنگ بیشتر احساس ندارنا....
آخه انسان! آخه مگه کاری کردن فقط همون صفت حیوونی که تموم وجود تو رو گرفته؟ اصلا چیزی از روح می دونی؟(ایهام!) از احساس؟
روزی چند تا از ما می گیم لعنت به دروغات؟
روزی چند تامون میگیم فکرشم نمی کردم اصلا این آدم بتونه دروغ بگه!خیانت کنه...؟
روزی چنتامون می گیم من گول خوردم؟
روزی چنتامون؟
ما زن ها خیلی ساده ایم...
کسی که لیاقت مارو داشته باشه.... 1 در هر صد نفره! حتی کمتر.
و باید تموم عمرمون دنبال اون بگردیم.
کی مقصره؟
ما کجاییم؟
پ.ن: این دو سه هفته واسم خیلی ماجرا انگیز ناک بود. تو هر کدومشونم حسم نسبت به جنس نر!!! بدتر و بدتر شد. فقط مامانمو می خام و بابام.
با شكستنت شكستم.. عاشقم من.. عاشق و خسته ام..
پای تو موندم و باختم.. دل به هیچ كسی نبستم..
نه به عشقت، نه به عشقم.. قسم دروغ نخوردم..
بازیه موندن و باختن ، به تو باختم و نبردم..
وقت گریه هات دلم رو، به شبا شعله كشیدم..
حقمو دادی و رفتی.. من به هیچیم نرسیدم..
خیلی، سخته، دل بریدن..
خیلی، ساده است، دل شكستن..
سخته.. عاشقونه موندن.. دل به هیچ كس نبستن..
چه عذابیه امروز..
تو رو دارم و ندارم..
موندی تا ابد توو قلبم..
اما رفتی از كنارم..
اسمت را می نویسم
سیر نگاهت می کنم.
اسمت دیگر
راه خودش را از لای تمام واژه های غریبه پیدا می کند.
از مدادم سر می خورد
در نگاهم تاب می خورد.
خیس می شود
و در پشت هاشور های سیاه
پنهان می شود.
پ.ن: می خاستم بگم یادته..... دیدم نه. هیچی یادت نیست. منم که باید یادم بره.
نگاه سیاه را نباید شست
باید به آتش کشید.
تا بتوان دید.
سرم را بر سینه ات بگذارم
و تمام سیاهی دنیا را به آتش بکشم.
چشم هایم بسوزند از گرمی تو.
پ.ن: یادته می خاستی واسم جوجه رنگی بخری؟
پ.ن۲: یه خاننده خاموش گم شده است. نشانی بدهید مژدگانی بگیرید!
| Design By : Mihantheme |
